واکسن 4 ماهگی
دخترم الان که دارم برات می نویسم جمعه 93/06/21 ساعت 5/20 هست . تو بابا رضا خوابیدین و من فرصت کردم برات چند سطر بنویسم . الان خیلی خوشحالم که سرحالی . 4 روز پیش واکسن 4 ماهگیتو زدی . مامان بارانی من طاقت نداشتم بالا سرت باشم . تو رو سپردم به خاله تهمینه و رفتم کنار . وقتی صدای گریه ات و شنیدم تو دلم خالی شد . مامانی اصلا طاقت ناراحتی تو ندارم. تا شب بی قراری کردی ولی خدا رو شکر تب نکردی . الان هم خوب خوبی . بهانه زندگیم همیشه بخند.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واکسن 4 ماهگی 

